+

 

بهش ایراد نمیگیرم . نمیگم با خودم حتی که خدایا نکنه من اینجوری بشم . عوضش همش میترسم . آخه یه چیزی تو مغزم هی بهم میگه اگه همینجوری بیهوده باشم , تهش میشم مث اون . اصن دوس ندارم یه آدم  ِ چهل ساله ی بی سواد باشم که یه جماعت مث سوسک ازم فرار میکنن !

 

/ 0 نظر / 18 بازدید