درخت ِ زیبای من !

 

تو دنیا دو دسته کار وجود داره . دسته ی اول کارایی که من نمیتونم انجامشون بدم ، یا فکر میکنم نمیتونم ؛ و دسته ی دوم کارایین که میتونم انجامشون بدم . دسته ی اول واسم ته ِ دنیا ست . ینی اونجایی که سختی و استیصال آدمو میرسونه به بالای یه پلی و مجبورش میکنه خودشو پرت کنه پایین و همه چی همون جا تموم شه . کارایی که نمیتونم انجامشون بدم دقیقا منو میرسونن به بالای پل . حتی شاید اون کار خیلی مزخرف باشه و اصلا هم سخت و پیچیده نباشه ؛ ولی خب منم آدم ِ مزخرفی هستم , که گاهی ساده ترین چیز ها رو لا ینحل تصور میکنم و میرسم بالای پل .

دسته ی دوم . این دسته خودش به دو شاخه تقسیم میشه . شاخه ی اول کارایین که میتونم و دوسشون دارم ولی حوصله شونو ندارم . مثل هزاران هزار کاری که هر روز باید انجام بدم ولی میمونه واسه فردا و فردا تر . شاخه ی دوم کارایین که یهو انگیزه شون پیدا میشه و هر هزار سال یه بار اتفاق میفته ! 

همه ی اینا رو گفتم که بگم امروز صبح که از خواب بیدار شدم دلم نمیخواست آخر هفته باشه . و عجیبه که ناراحت هم شدم !! عوضش دلم میخواست شنبه باشه که برم کارگاه نقاشی و درخت بکشم . ینی بعد از این همه ماه تلاشِ بیفایده و ناامیدی و بی زاری از کشیدن درخت و رودخونه و این چیزا , یهویی در خودم احساس کردم که چقدر دوس دارم درخت بکشم و چقدر هم میتونم !!!

 

/ 5 نظر / 23 بازدید
کبری

در کل امروز روز کسل کننده ای هست [خنثی] در کل شما نمی تونید کاری انجام بدید که چرا اونوقت [نیشخند]

سئو

وبلاگ زيباي داري موفق باشيد

وروشکا

بله..بله

آرزو

میتونید 15 اسفند درخت بکارید چون به درخت علاقه دارین انگار واسه همین گفتم:))