ویـــولا


Find what you love and let it kill you ...

what the hell !

 

یه لحظه به این فکر کردم که اگه ازدواج کنم چی میشه (؟) ! احساس خفه گی بهم دست داد . ینی ممکنه یه وقتایی در نهایت ِ عشق , بخوام تنها باشم و از دور به خودمی که تو تعهد گیر کردم نگاه کنم و احساس کنم که گه زدم به زندگیم . بعد اونوقت چجوری میشه اینو واسه همسرت توضیح بدی بی اینکه بخواد بترسه یا رنجیده بشه . چجوری میشه بهش حالی کرد این احساسیه که همـــه درگیرش میشن یه وقتایی (شاید) ؛ برمیگردن به خودشون نگاه میکنن و از چیزی که هستن میترسن . چجوری میشه یه چی رو نخوای در صورتی که میدونی میخوایش . چجوری میشه یه چیزایی هم باشن هم نباشن . چجوری میشه از یه چیزایی فرار کنی و بدونی که سر جاشون میمونن . چجوری میشه اینو به بقیه حالی کرد ؛ که آشوب و آشفتگیت بیشتر نشه . 
وای من اصن دوس ندارم این مدلی باشم . دوس ندارم احساس خفه گی و فرار بهم دست بده . میدونم که ژنتیکشو دارم . که به بچه م نگاه کنم , به زنده گیم , به آینده ام , به راهی که اومدم , به خیلی چیزایی که توش هستم ... و بعد از خودم بپرسم من چی کار کردم (؟) . 

 

   + ویــولا - ۱٠:٠٢ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٤/٢/٢٠