ویـــولا


Find what you love and let it kill you ...

در جست و جوی آناستازیا !

 

نمیدونم چرا آهنگ Once Upon A December  رو زیاد دوست دارم . شاید چون کارتونشو تو بچه گی دیدم و چون موزیکال بود خیلی دوسش داشتم . یا شاید چون اون شبی که کارتونشو دیدم یه اسب آبی ِ کوچولو تو بغلم بود و باهاش خوابیدم ( که البته این دلیل خیلی بی ربط میزنه , ولی یهو یادم اومد ) . ازون موقع که دوازده سالم بود تا الان دلم میخواسته و میخواد که اون جعبه ی آناستازیا رو داشته باشم که با صداش خوابم ببره . باری ... در راستای زیاد دوست داشتن ِ آهنگه و در پیِ جست و جو  ی بسیار واسه جعبه ی موزیکال یا حباب شیشه ای یا هر جونور  ِ دیگه ای که این صدا ازش بیاد بیرون , این جعبه رو تو سایت آمازون پیدا کردم . اون دو تا هم الکساندر و نیکولاس هستن , که نمیدونم مال کدوم قرنن ؛ و ربطشون به آناستازیا چیه . چند تا مشکل وجو داره . اولیش اینکه ریش ِ آقاهه رو اعصابمه . و همش فک میکنم میخواد زنه رو ترک کنه و بره جنگ و کشته بشه ! و عمرا بشه آدم اینو بذاره بالا سرش و خوابش ببره . دومیش اینه که این جعبه حدود هشتاد دلاره و من نمیتونم خودمو راضی کنم هشتاد دلار بدم و ریش نیکولاس رو اعصابم باشه . خلاصه اینکه دارم سعی میکنم خریدن ِ اینو از مغزم بندازم بیرون . 
راه ِ دیگه ای که به نظرم رسید اینه که یدونه حباب شیشه ای موزیکال بگیرم , اونیو که دوسش دارم ؛ بعد مهندسیش کنم و دل و روده شو بریزم بیرون و جای آهنگش , این آهنگه که دوس دارم رو بذارم :|| که البته من آدم اهل ریسکی نیستم و بعید میدونم این کارو بکنم . یا حتی اگه نیکولاس ریششو بزنه یا اصن رو جعبه یه موجود دیگه باشه هم , بعید میدونم اونقد پول بدم واسش .
من فقط آهنگه رو یه جور طفلکی ای دوس دارم ، که خود ِ بچه گی مو . و وقتی یه چیزیو دوس دارم , دلم میخواد داشته باشمش اونجوری که دلم میخواد . 

 

 

 

 

   + ویــولا - ۱٢:٥٠ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٤/۱/٢۸