ویـــولا


Find what you love and let it kill you ...

هزار تا ماچ ِ ستاره دار ***

 

داشتم می خوابیدم و به خواب دیشبم فک میکردم . خواب دیده بودم لباس عروسم پاره شده بود . به سمینار اهواز فکر میکردم که از رو تنبلی کنسلش کرده بودم و بعد پشیمون شده بودم . به اعصاب خوردی هایی که فردا ممکنه داشته باشم فکر کردم و حتی تصمیم گرفتم امشب غصه بخورم چون غصه بعضا در این مواقع جواب میده . 
به این چیزای قاتی پاتی فکر میکردم و سعی میکردم بخوابم که زنگ صدا خورد . امروز شنبه یازدهمه بهمنه . پست چی بود . پارسال هم شنبه یازدهم بود که پست چی اومده بود . یازدهم خوبه . همه ی یازده ها خوبن . چه آبان , چه بهمن  , چه یازدهمه هر ماهی ... پست چی هم خوبه . یعنی واسه من خوبه . میتونه درخواست ِ طلاق یا شکایت یا نامه ی قضایی هم بیاره . ولی واسه من فقط نامه میاره . از جنوب . جنوب هم خوبه چون من دوسش دارم . و نامه که از همه ی چیزای خوب ِ دنیا خوب تره . 
نمیخواستم بازش کنم چون دچار مرض ِ مسخره ی نگرانی از تموم شدنش شده بودم . درست مث وقتی که آدم یه کتابی رو دوس داره ولی نمیخونه که تموم نشه . یا یه چیزی رو دلش نمیاد بخوره . یا همش میترسه عطر یه چیزی که مختص خودشه ازش بپره . در نهایت بازش کردم و کلی ذوق کردم . توش نامه بلند نبود , بوی ورساچ هم نداشت . عوضش یه باکس ِ نارنجی  توش بود که منو یاد عباس معروفی میندازه وقتی میخونه : نارنجی ِ من ... و چیزای هیجان انگیز دیگه .
بعدترش در نهایت ِ ذوق زده گی واسه چیزایی که مال من بودنو میتونستم تا چند روز هی نگاشون کنم و کیف کنم , غمگین شدم . غصه م شد چون خجالت کشیدم . چون هنوز کاناپه قرمزو نخوندم . چون هنوز دستکش ِ بهرادی رو نبافتم . غصه م شد چون نینو کلی ماه گشته یه لاک گلبهی واسم پیدا کنه و من مثل همیشه مشغول ِ مردنم بودم .

 

 

بعدش رفتم لاک بازی کردم با لاک جدیدم . لاکم هلویی نیست , نارنجی هم نیست . یه جور گلبهیه . گلبهی ِ جیغ . و اگه لباس عروسم پاره شد و اگه به اهواز نرسیدم و اگه هزار تا اعصاب خوردی دندونای تیز و براقشو بهم نشون میده , عوضش گلبهی هایی هست که میتونم داشته باشم . مث نینو  . و گلبهی واسه من نشونه ی خوش بختیه ... :) :*
و نوتی که به اندازه ی یه نامه ی بلند دوسش داشتم : 
آخرش توی یه شکل دیگه و توی همین جا پیدا شد ... زندگی اینجوریه وی ...

 

 

 

 

پیوست /اینا رو ننوشتم که پز بدم مثلا . یا حتی شاید لوس باشه . ولی این حداقل کاری بود که میتونستم انجام بدم تا جوابی واسه خوشحال کردنش باشه . یه جور احترامه به نظرم . 

 

 

   + ویــولا - ٧:٤٧ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/۱۱/۱۱